تبليغاتX
خلوت برنزی

قطرات سه گانه

روزی هنگام سحر گاهان ،رب النوع(خورشید)سپیده دم از نزدیکی گل سرخ شکفته ای می گذشت .سه قطره آب بر روی برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند .

چه گویید ای قطرات درخشان؟

می خواهیم در میان ما حکم شوی .

مطلب چیست؟

ما سه قطره ایم که هر یک از جائی امده ایم :می خواهیم بدانیم کدام بهتریم.

اول تو خود را معرفی کن.

یکی از قطرات جنبشی کردو گفت:

من از ابر فرود امده ام  من دختر دریاو نماینده ی اقیانوس مواجم.

دومی گفت:من ژاله و پیشرو بامدادم.مرا مشاطه و زینت بخش ریاحین و ازهار می نامند.

دخترک من!توکیستی؟

من چیزی نیستم.از چشم دختری افتاده ام.نخستین بار تبسمی بودم،مدتی دوستی نام داشتم،اکنون اشک نامیده می شوم.

دوقطره ی اولی  خندیدنداما رب النوع قطره ی سومی را به دست گرفت و گفت :

هان!به خود بازآیید و خود ستانی ننمایید .این از شما پاکیزه ترو  گران بهاتر است.

این بخار لطیفی است  که از قلب بر خاسته و از مجرای دیده فرود امده است!

این بگفت و قطره ی اشک را مکیدو از نظر غایب گشت...


+ نوشته هاي برنزي مینا جی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 9:20 |
انار عاشق

از اواخر بها برگ درختها شروع به ریختن کردن تا الان که تقریبا همه ی برگ هاشون ریخته و از میوه هم دیگه خبری نیست.
ما تو حیاط خونمون یه درخت انار داریم که روبه روش هم یه گلدون گل رز.
درخت ما هم اول میوه هاش شروع به ریختن کردند دونه دونه می خواستن نیروی جاذبه ی زمین راثابت کنند...کم کم برگهاش هم ریخت تا اینکه دیروز من از پنجره نگاهش می کردم دیگه هیچ برگی رو شاخه هاش نمونده .یعنی برگها و میوه ها از درخت سیر شدند که خودشون رو از شاخه ها جدا کردند یا درخت هوس بازو دیگه اونا رو تنها می زاره به عشق میوه و برگ های جدیدو سرسبز ...نمی دونم...می گن یه طرفه نباید قضاوت کرد...
اما هرچه که هست یه اناری پیدا شد که عاشق همیشگی شاخه اش بشه شایدم این عشق دوطرفه باشه...اتفاق کاملا برنزی افتاده یه درخت تقریبا تنومند که همه ی برگهاشو از دست داده و فقط وفقط یه میوه رو بالاترین شاخه اش مونده...
دقیقا همون گل رز هم هر روز یه غنچه میده تابستون و بهار رمقی برای غنچه دادن نداشت اما الان اونم تحت تاثیر قرار گرفته ...مثل عکسها و نقاشیها...
به نظرتون عشق اینا تا کی دووم میاره بالاخره که یه باد تند انار عاشق و فوتش می کنه و می اندازتش ...الهی...حتما غنچه های اون گل رز هم خشک می شن...
یکمی داستانیه اما واقعیه
 
+ نوشته هاي برنزي مینا جی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 8:36 |