آنگاه که انسان به عشق راستین اجازه ی ظهور دهد ان ساختارهای نهادینه ی پیشین نابود می شود وتوازن هرچه درست و حقیقت می پنداشتیم بر هم می خورد .جهان زمانی حقیقی است که انسان عشق را بشناسد... پیش از ان زندگی میکنیم با این خیال که عشق را می شناسیم اما شهامتش را نداریم تا انطور که هست با آن روبه رو شویم .عشق نیرویی وحشی است اگر بکوشیم مهارش کنیم نابودمان می کند اگر بخواهیم اسیرش کنیم مارا به بردگی می کشاند اگر سعی کنیم انرا بفهمیم در سرگشتگی و حیرانی بر جایمان می گذارد.این نیرو در جهان است تا به ما شادی ببخشد تا ما را به خدا وبه هم نزدیک تر کند.واما باز اینطور که امروز عشق می ورزیم برای هر دققه ارامش باید یک ساعت اضطراب بکشیم...

