تبليغاتX
خلوت برنزی

آنگاه که انسان به عشق راستین  اجازه ی ظهور دهد  ان ساختارهای نهادینه ی پیشین نابود می شود وتوازن  هرچه درست و حقیقت می پنداشتیم  بر هم می خورد .جهان زمانی حقیقی است که انسان عشق را بشناسد... پیش از ان زندگی میکنیم با این خیال که عشق را می شناسیم  اما شهامتش را نداریم تا انطور که هست با آن روبه رو شویم .عشق نیرویی وحشی است اگر بکوشیم مهارش کنیم نابودمان می کند  اگر  بخواهیم اسیرش کنیم مارا به بردگی می کشاند  اگر سعی کنیم انرا بفهمیم در سرگشتگی و حیرانی  بر جایمان می گذارد.این نیرو در جهان است تا به ما شادی ببخشد  تا ما را به خدا وبه هم نزدیک تر کند.واما باز اینطور که امروز عشق می ورزیم  برای هر دققه ارامش باید یک ساعت اضطراب بکشیم...

+ نوشته هاي برنزي مینا جی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 11:47 |

از میان تمام نواهای زمینی،

نوایی که به دور ترین نقطه در اسمان راه میابد،

موسیقی موزون قلب عاشق است.

عشق رود زندگی در جهان است.

میندیش که با دیدن جویباری کوچک،

یا با رسیدن به نخستین چشمه حقیر،

عشق را شناخته ای.

تا ان زمان که از میان دره های خارایین نگذری،

وجویبار را گم نکنی،

ومرغزارها را پشت سر نگذاری،

وجویبار را ببینی که هر اینه گسترده تروژرفتر می گردد،

تا انجا که کشتی ها بر پهنه ی ان پیش میرانند،

تا به فراسوی مرغزار پاننهاده ای،

وبه اقیانوس بی انتها نرسیده ای،

تا تمامی این گنجها را به اعماق این اقیانوس نسپرده ای،

در نخواهی یافت که عشق چیست….

 


+ نوشته هاي برنزي مینا جی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 9:35 |