دست مزن!چشم،ببستم دودست راه مرو!چشم دوپایم شکست
حرف مزن!قطع نمودم سخن نطق مکن!چشم ببستم دهن
هیچ نفهم!این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم،کورشوم،کرشوم لیک محال است که من خر شوم
|
دست مزن!چشم،ببستم دودست راه مرو!چشم دوپایم شکست حرف مزن!قطع نمودم سخن نطق مکن!چشم ببستم دهن هیچ نفهم!این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان مکن لال شوم،کورشوم،کرشوم لیک محال است که من خر شوم + نوشته هاي برنزي مینا جی در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
10:53 |
روزی صحبت از پیری بود.نور الدین جهانگیر،چهارمین پادشاه گور کانی هندی،فی البداهه گفت:چرا خم گشته می گردند پیران جهان دیده؟«نورجهان»فوری گفت:به زیر خاک می جویند ایام جوانی را... + نوشته هاي برنزي مینا جی در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
10:51 |
آورده اند... یکی از معاریف،گوسپندان داشت وهر روز شیر ان گوسپندان بدوشی واب بسیار بر ان ریختی. (شبان)گفتی ای خواجه خیانت نکن که عاقبت ان وخیم است.خواجه بدان التفات نکردی.روزی گوسپندان در دامن کوهی بودند.ناگاه در ان کوه بارانی عظیم امد وسیلی روان شد وجمله ی گوسپندان را ببرد. شبان به زدیک خواجه آمد،خواجه گفت:چرا گوسپندان را نیاوردی؟شبان گفت:آن اب ها که با شیر می امیختی جمله جمع گشت و سیل شد،بیامدو گوسپندان را برد تا عاقلان را معلوم شود در خیانت برکت نیست... + نوشته هاي برنزي مینا جی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت
11:21 |
|
|